واسه یه دوست خوب و مهربون کاشمری امیر عباس فرمان .این روزا نمی دونم جرا عکسهامو هدیه میدم در کل احساس خوبی دارم برات آرزوی موفقیت میکنم امیر جان
غروب یک روز بیرجندی در مسیر برگشت از شوکت آباد به سمت تمدن

گاهی اوقات اسارت به معنای وافعی دیده نمیشود در دور دست درختی را به چشم اسارت میبینم!
پنجره این همان عکسی ست که خالصانه تقدیم یک دوست می کنم همان مجتبی عزیز . به امید روزهای خوب و شاد برای مردی بزرگی چون او...
بعد از مدت ها موفق شدم یکی از عکس های سفر به فردوسم رو بذارم و این موفقیت رو به خودم تبریک می گم
در واقع کم شانسی من در این روزهاست که واقعا به اوج خودش رسیده و داره جلوی چشام رژه می ره می خنده
نمی دونم چیکار کنم و فقط می خندم چون هیچ کار دیگه نمی تونم بکنم.

میتونیم گاهی اوقات به خودمون قول بدیم که آری می شود...
در این مدت ۱۵ روزه که نبودم دوره کارآموزی ترم آخرم رو که در فصل چهارم از حفاری مسجد زوزن خواف گذشت . مسجد ملک زوزنی خواف یکی از مشهور ترین بناهای خشتی و آجری دوره خوارزمشاهیان است که به صورت ایوانی ساخته شده از نمونه های قابل توجه این مسجد پیدا شدن سه محراب است که محراب گچ بری و نقاشی روی گچ آن که توسط دکتر لباف به دست آمده یکی از با شکوه ترین محراب های این دوره می باشد . از اساتید دیگری که در این سایت کار کردند آقای شهریار عدل می باشد که هم اکنون در ایران نیستند.
ضمیمه به جای متن: حفاری و در آوردن خاک و گاهی اوقات تیکه سفال سر و کله زدن با چند تا عقرب و بالش و مار و حیواناتی از این قبیل کار چندان آسانی به نظر نمیاد. گمانه زدن و ترانشه و نمی دونم سونداژ در هوای گرمی مثل شهر خواف واقعا طاقت فرسا بود اما هر چه بود با همه سختی هاش گذشت و حالا باستان شناسی رو به معنای واقعی هم درک کردیم و هم تجربه کردم لذت بخش و زیبا همین.

