تبليغاتX
یک چمدان عکس کهنه

سپندار مزگان
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 17:0
 یک بغض خسته

 سپندار مزگان معنی همان کلمه فانتزی ولنتاین است که این روزها در بین دختر و پسرهای مجرد وول میخورد و با کادوهای لوکسی که بین هم رد و بدل میکنن یک سنت رومی رو یاد میکنن. اما درجمع کوچکی ازایرانیانی که خود این روز را با تاخیر سه روزه برگزار میکنن یعنی 29 بهمن ماه هر سال به نام (سپندار مزگان) نامیده شده است (روز گرامیداشت عشق)  که در بین ایرانیان باستان مرسوم بوده و جای خود را به ولنتاین غربیها داده .جالب است که در این روز یعنی اسفندار مزگان.مردان , زنان و دختران خود را بر تخت شاهی نشانده و به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند.این جشن ها همیشه و همیشه در بین ایرانیان مرسوم بوده .اما توجه نکردن به آداب و رسوم اصیل خود بر ریشه اصالت چندین هزار ساله خود مهر فراموشی زده ایم.

حالا من به عنوان یک ایرانی روز سپندار مزگان که جشن زمین و گرامیداشت عشق است را به تو تبریک میگم.

 ضمیمه:این عکس احسان سیدیه که میتونه در آینده ای نزدیک یکی از سوژه های عکسم باشه.اینم تو جنگل النگ دره گرگان ازش گرفتم.یادش بخیر دقیقا بعد از ۵ دقیقه یود که تصادف کردیم.

دست نوشته های تیر برق پیر.سعیدعامری | موضوع: | لینک مطلب |
نگاهي به فیلم فجر و چند نکته
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 16:34
ژارن دفاع مقدس امسال در فيلم هاي اكثر فيلم سازان كشور به چشم ميخورد.احتمالا مجوز ساخت و توليد اين فيلم ها درد سر كمتري دارد.حالا با هر مفهومي كه از جنگ تحميلي ارائه شود.و اينكه بتواند مخاطب را هم جذب خود كند .هيچ اشكالي ندارد و مهم هم نيست.مهم اين است كه در فضايي با مضمون دفاع مقدس ارائه ميشود. و ديگر اين نكته كه چه در سير داستاني فيلم ها اتفاق ميافتد چندان جاي نكته سنجي براي مسئولان مجوز دهنده ندارد. جشنواره امسال اگر چه با فيلم هاي جنگي چون اتوبوس شب.اخراجي ها .پاداش سكوت و... وارد 25 سال برگزاري خود شد كه به نظر ميرسد بيشترين فيلم ها با محوريت دفاع مقدس را با خود يدك ميكشد. به تعليق گذاشتن سنتوري (علي سنتوري )مهرجويي . از طرفي هم زمزمه هاي شركت ندادن فيلم خون بازي در بخش مسابقه جشنواره در روزهاي قبل از شروع جشنواره .آماده نشدن رئيس كيميايي تا 18 بهمن ماه، چهره ي اين جشنواره را تبديل به يك جشنواره دفاع مقدسي كرده بود. با مروري به نامزدهاي انتخابي دريافت سيمرغ جشنواره چنين به نظر ميرسد كه داوران در انتخاب بعضي از كانديدا ها ناگريز به اين انتخاب ها شدند.اما اين نكته هم جالب است كه فيلم روز سوم با دريافت 12 نامزدي دريافت سيمرغ نشان از يك فيلم زيبا آن هم به كارگرداني فيلم سازي معروف چون محمد حسين لطيفي (كارگردان فيلم صاحبدلان) دارد. ديدن فيلم فريدون جيراني به نام پارك وي كه به نظر ميرسد هنوز دنبال اولين ساخته سينمايي خود يعني همان قرمز است .در يك نمايي روانشناسانه و درگيرانه با ته مايه روان پريشي مورد علاقه ي خود را دارد ،به ساخت آن دست برده است.ديدن اين فيلم در روزهاي اوليه جشنواره فجر خيلي ها را درگير خود كرد . كه البته جايگاه نظر و ديد متفاوت به اين اثر را هم دارد. ضميمه:من عاشق بيتا فرهي در نمايي كه روي مبل و پشت به تابلوي نقاشي وهم انگيز و ترسناكي هستم كه سيگار به دست نشسته و به پسر ديوانه اش در فيلم پارك وي نگاه ميكند. ضميمه2: ديدن خون بازي بيرنگ بني اعتماد براي دومين بار لذت خاص خودشو داره.به باران كوثري براي موفقيتش در اين فيلم و همچنين روز سوم و دريافت بهترين نقش آفريني با بازي در فيلم خون بازي بخش بين الملل تبريك ميگم.شايد امشب يكي از بهترين شب هاي اين خانواده سينمايي كشور باشه....
دست نوشته های تیر برق پیر.سعیدعامری | موضوع: | لینک مطلب |
تیر برق پیر
شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 17:2

   کاش تمام تلاشهایم برای روزی بود که در تاریکی قدم می زدیم.همان سربالایی بدون تیر برق که شاید زاویه ای از عمر من را کمی به سوی خود میکشاند ... نمی دانم و در این افکار گسیخته دراز کشیده ام و بر عریانی جسدم می اندیشم .به سیگاری که تمام بدنم را لکه دار کرده است ، انگار خونی را که مکیده ام در گلویم حبس شده است ، توان بلند شدن را از من گرفته و در سرمای زمستان پوستم را میکند.

به آن دخترکی فکر میکنم که با صورتی گلگون خندان است در نگاه پریشانی که گاه  گاه وجودم را میلرزاند.

دراز کشیده ام و چشمانم را به سقف آبی اتاقی دوخته ام و ناگریز پتویی را به دور خود پیچانده ام که پُرزهایش خرخره ام را میجود. از فرط سرمایی که پوست انگشتانم رامنجمد کرده است.

دراز کشیده ام بر روی خودی که بی درنگ میکشاندم به تمام روزگاران خالی از همان کوچه تاریک، نمی دانم این چه سری است که انتهای کوچه پر از لب های مستی که شباته در پی وسوسه های تاریکی است.به همان راه پله های طولانی و وحشی و خود هزار روز برایش قصه مینویسم هر شب، تو اینگونه دلتنگ شدی و رفتی...

دراز کشیده ام بر روی همان تیرگی های بی خاطره ، همان سردی های بی امان در گذر، و سراپا میخزد در وجودم، در جسم سرد و شکستنیم، در تابوت زمان که بی وقفه توفق میکند.

هر از گاهی به خود می آیم، که نکند او سراشیب همه تیرگی هاست؟! راستی این تیرگی ها روزنی دارد که مرا دریابد؟

 

 

دست نوشته های تیر برق پیر.سعیدعامری | موضوع: | لینک مطلب |
عکسهای من و نقد حسن سربخشیان
چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 16:32

  

   به دعوت یکی از دوستان راهی نمایشگاه عکس حسن سربخشیان در گالری ماه مهر شدیم. وقتی وارد کافه گالری شدم ، گرمی دوستان و هوای مه آلود حاصل از دود سیگار گرمی خاصی رو به فضا داده بود.سعی کردم به هر سختی که شده عکس های مستند زیبای سربخشیان رو به دقت نگاه کنم.همه ی عکس ها حاصل پنج عروسی محلی بود که از نقاط مختلف شمال و جنوب کشور رسم و رسوم عروسی در اون منطقه رو به نمایش گذاشته بود.

از این قضیه خبر نداشتم که او قراره عکس های هنر جویاشو تو اون جلسه نقد کنه.وقتی دیدم بچه ها عکسها و سی دی هاشونو واسه نمایش به یلدا معیری میدن .منم اون سی دی عکسی که همیشه همراه داشتم رو در آوردم و واسه نمایش تو نوبت گذاشتم. عکاس خبری AP که میتوان به جرات او را بعد از رضا دقتی یکی از عکاسان بزرگ ژورنالیستی کشور دانست. یک چهارم از وقت جلسه را به نقد عکس های من پرداخت .البته نمیدونم که کدام وجه قضیه رو در نظر گرفتین .اما جای تعریف نیست.چون نقد های او بسیار فنی و دقیق بود.مرسی از این همه حوصله و دقت.

ضمیمه: واسه عکاسی خبری هنوز راه زیادی دارم که فکر میکنم اولین قدمشو برداشتم.

 

دست نوشته های تیر برق پیر.سعیدعامری | موضوع: | لینک مطلب |
عاشورایی
یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 15:18
عشق حسینی
دست نوشته های تیر برق پیر.سعیدعامری | موضوع: | لینک مطلب |