وقتی مرگ را در برف میبینم...
جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 0:51
وقتی به دیوار نگاه میکنم عقربه ها را آنقدر ضخیم میبینم که حتی تمام تنم را در این عقربه ها له میکنم.من درگیر زمانم.
ادامه مطلب

پ . ن : از نبودن نیست که نمینویسم.از ندانستن است و از تکرار.من از این تکرار بیزارم.باید بروم.من درگیر زمانم.باید بروم...
ادامه مطلب

