تبليغاتX
یک چمدان عکس کهنه
وقتی مرگ را در برف میبینم...
 وقتی به دیوار نگاه میکنم عقربه ها را آنقدر ضخیم میبینم که حتی تمام تنم را در این عقربه ها له میکنم.من درگیر زمانم.

پ . ن : از نبودن نیست که نمینویسم.از ندانستن است و از تکرار.من از این تکرار بیزارم.باید بروم.من درگیر زمانم.باید بروم...


ادامه مطلب
+  نوشته شد در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 0:51   تیر برق پیر.سعیدعامری  |